
اونچه و یوجین با هم کنار رود هان وایستاده بودن فضا خیلی پرتنش بود بغض گلو اونچه رو گرفته بود یوجین میخواست از کره بره و اونچه رو که توی کل دنیا فقط اونو داره تنها بزاره !!
اونچه که خیلی ناراحت بود بهش گفت: میشه نری ؟ وقتی تو بری باید چیکار کنم ؟ من هیچ کسی رو ندارم ما از بچگی با هم بودیم حالا چجوری بدون تو ادامه بدم
- من تمی تونم همه زنگیم مواظب تو باشم تو دیگه بچه نیستی! هرکدوم باید راه خودمونو بریم من بخاطر تو فرصت رفتم به کانادا و تحصیل توی یه دانشگاه خوبو از دست نمیدم
- پس دوستیمون برات هیچ ارزشی نداره؟ اصلا میدونی چیه همون بهتر که دوستیی مثل این همینجا تموم شه ! هر جا میخای بری برو ولی بدون که اگه تنهام بزاری راه برگشتی نیست.
یوجین راهشو گرفت تا از اونجا بره ولی اونچه که هنوز امید داشت که بتونه منصرفش کنه تلاش کرد که جلوشو بگیره ولی یوجین سعی کرد دستشو بکشه تا از برخورد با اونچه خودداری کنه ولی تعادلشو از دست میده و از کنار رود به پایین میفته ولی اونچه با سرعت زیادی دستشو میگیره ولی یوجین که از دست اونچه ناراحت بود که میخواست جلو اونو بگیره تا کره بمونه به اونچه گفت: ترجیح میدم بمیرم تا اینکه نجاتم بدی
اونچه رهاش نمیکنه و سعی میکنه نگهش داره ولی یکدفعه دستاشون از هم رها میشه و یوجین توی اب میفته !
اونچه:نهههههههه یوجیننننننننن! نجاتش بدین نجاتش بدید!!!!
گروه امداد و نجات که از دور متوجه اونا شده بودن میرسن و دنبالش میگردن و کمی بعد پلیس میرسه و تنها مظنون ماجرا اونچه بوده!!
مامور پلیس: لطفا با ما همکاری کنید و تا ایستگاه پلیس با ما بیایید. سوالاتی داریم که باید از شما بپرسیم.
اونچه در حالی که فقط نگران یوجینه همراه مامور به سمت ماشین پلیس میره ولی به محظ اینکه به ماشین میرسه یوجین رو پیدا میکنن پس به سمت اون میدوه
-یوجین!!!! دکتر اون خوبه مگه نه؟ حالش خوبه؟
- نگران نباشین اون حالش خوبه فقط بخاطر دمای پایین اب بیهوش شده
اونچه اه عمیقی میکشه ولی اشک هاش بند نمیان . مامور پلیس دوباره بهش نزدیک میشه و ازش میخواد که باهاشون همکاری کنه بنابراین اون سوار ماشین پلیس میشه و به ایستگاه پلیس میره
این داستان ادامه دارد....
قسمت های این داستان روز های زوج ساعت 7:30 PM قرار میگیره..
برچسبها: lesserafim, kpop, gg, newdream
.: Weblog Themes By Pichak :.
