فن فیکشن: (اونچه مین) (عاشقانه-پلیسی-جنایی) روزی که با هم اشنا شدیم قسمت 22

صبح روز بعد اونچه یه پیام دریافت میکنه!

برای شروع تمرینات به این ادرس بیایین *******

دوره تمرینات برای یک ماه کامل بدون مرخصیه ! پس با امادگی بییاین واین وسایل رو برای خودتون تهیه کنین ***********

برای ورود رمز زیر رو برای ورود ...... خودتون حدس بزنید

اونچه بعد از جمع کردن وسیله و اماده شدن برای یک ماه کامل همراه چه مین به مکان دوره میره ولی مکانی که قرار بود بمونه خیلی عچیب بود دور تا دورش دیوار های بلند فلزی بود . به سمت در ورودی میره یه صفحه لمسی کنار دربود به سمت صفحه میره ولی چجوری رمز رو پیدا کنه؟

به صفحه نگاه میکنه روی شروع میزنه و سرنخ ها داده میشن:

عدد اول: ابی که جاریه همیشه یک شکل نمیمونه مثل همسفرش گاهی در صدر و گاهی حقیره

عدد دوم: کسی که مسیر در مکان اشتباهیه مرتب در حرکته ولی ساکن هست و حرکتی نمیکنه!

عدد سوم : مثل دریاست مثل کهکشانه وسیع ولی کوچیکه تو ازش داری منم همین طور ! چند تا ازش داری؟

عدد چهارم : مسئله ریاضی وسط این همه فلسفه چی میگه؟

X2-4x-12=0

X=?

اونچه : حالا رمز رو وارد میکنم .

رمز رو وارد میکنه و در باز میشه!( اگه رمز درست رو بفهمید بهتون یه اسپول خوب برای ادامش میدم خخخخخخخ)

برای اخرین بار از چه مین خداحافظی میکنه و وارد میشه...

داخل محل دوره با بیرونش خیلی فرق میکنه ! مثل یه پایگاه نظامی میمونه! اونچه باید جایی رو پیدا کنه که بهش کمک کنن بفهمه چیکار باید بکنه به یه خانم با موهای ابی و چشمای مشکی میرسه قدش کوتاه تر از اونچه بود! اونچه نزدیک میشه و میپرسه : من تازه واردم کجا میتونم برای شروع دورم برم؟

-زود تونستی بیای تو! داشتم برای راهنمایی تو میومدم! من ساکورا هستم و مسئول اموزش تو در این دوره فشرده یه ماه و اموزش کلی بعد این یک ماه هستم از اشنایی باهات خوشبختم.

-منم اونچه هستم از اشنایی باهاتون خوشبختم همه تلاشم رو برای یادگیری میکنم!

-هه منظورت چیه ؟ اگه بهترین کارت رو نتونی بکنی ممکنه حتی سالم از اینجا بیرون نیای پس باید همه تلاشت رو بکنی!تمرینات اینجا خاله بازی نیس . خیله خوب دنبالم بیا .

اونا وارد یه سالن خیلی بزرگ میشن کلی ادم با قیافه های عجیب غریب توی سالن رفت و امد میکردن سوار اسانسور میشن و اسانسور حرکت میکنه ولی حتی اسانسور هم عجیبه! اسانسور شبیه گوی متحرکه که توی یه مسیر های لوله ای حرکت میکنه و در جاهای مخصوص متوفق میشه ! و حتما اینطور نیست که بالا یا پایین بره به هر سمت حرکت میکنه! جنس دیواره ها شفافه و میشه بیرون از اسانسور رو دید ! به منطقه کاراموزی میرسن ! هیچکی توی اون منطقه نبود! از ساکورا میپرسه: چرا هیچکی اینجا نیست؟

-اینجا هر کسی رو برای کاراموزی قبول نمیکنه و کسی که اینجا بیاد دو راه بیشتر نداره! مجبوره مامور مخفیی شه

-راه دوم چیه؟

-کشته شه . اون اینجا رو دیده پس نباید زنده بیرون بره.

اونچه یکم میترسه و سکوت میکنه . افکارش درحال فروپاشین و دیگه از تصمیمش متمئن نیست ولی راهیم دیگه نمونده !

ساکرا: ما اینجا چیزی تحت عنوان خوابگاه نداریم چون تو وقت خوابیدن نداری! باید تمیرن کنی و تمرین. هر هفته ارزیابی میشی وبعد یه ماه هر مااه ارزیابی میشی و اگه رازی نباشم تنبیه میشی .

-چه تنبیهی ؟

-اگه به اندازه کافی خوب نباشی میفهمی!

از الان شروع میکنیم برو لباسات رو عوض کن و اگه پیشنهاد منو میپرسی هر چی لباس خنک تری بپوشی برات راحت تر میشه

اونچه لباساشو عوض میکنه و یه کراپ و شلوارک کوتاه و چسبان ورزشی میپوشه و موهاشو دم اسبی میبنده

ساکورا: میخوایم تمرین رو شروع کنیم ولی اول بیا وزنتو بگیریم

-برای چی مگه ورزنم مهمه؟

-فکرکردی مامور بودن راحته باید خوش اندام باشی و باریک و منعطف تا توی کوچک ترین جای ممکن هم بتونی مخفی شی!همین جوریشم با این قد بلنت مخفی شدن برات سخته!

اونچه میره روی ترازو و ساکورا نگاه خیلی ترسناکی بهش میکنه:49 کیلویی؟ باید خودتو تا اخر این ماه به 47 برسونی فهمیدی؟

-بله

-مثل اینکه قبل اومدن به اینجا هر چی تونستی خوردی واقعا که!

-معذرت میخوام

-برای خودت نگهش دار بیا باید اول استقامت بدنت رو زیاد کنیم شروع کن به دویدن دور زمین اگه از روی خطی که دور زمین مشخصه بدویی هر دور 300 متر دویدیی تا زمانی که 300 کیلومتر ندوییدی وای نمیتی درظمن اینجا حس گر شمارشی داره که هم وضعیت بدنت رو گزارش میده هم تعداد دور های که میری رو میشماره و گه وایستی هم ثبت میشه پس از زیر کار در نرو ! همین الان شروع کن!

اونچه شروع میکنه به دویدن 10 دور 20 دور ... 100 دور هر چی میده تموم نمیشه باید 1000 دور بدوه 4 ساعت میگذره ولی اونچه فقط 350 دور دویده بود ! سکورا برمیگرده !

-فقط 350 دور این همه مدت دویدی سریع تر!

اونچه سرعتشو بیشتر میکنه! نفس نفس میزنه دیگه توان نداشت که بدوه ولی نمیخواست سست بشه!ادامه میده 6 ساعت بعد 1000 دور تموم میشه و ساکورا بهش اجازه میده استراحت کنه اونچه میشینه و اب میخوره و پاهاشو ماساژ میده ! اینقدر درد داشت که دیگه نمیتونست بایسته! ولی 30 دقیقه بعد ساکورا بلند میشه: پاشو باید به ادامه تمرین برسیم !

-ولی الان....(نفس نفس) ساعت 9 شبه! یعنی بازم باید تمرین کنم؟

مگه همچی همینه تو باید روان شناسی زبان بدن یاد بگیری حتی منطق و سیاست هم باید یاد بگیری و علاوه بر همه اینا اناتومی بدن رو باید بشناسی سم ها و پادزهرشون کار با اسلحه و خیلی کار های دیگه که کم کم یادت میدم! الان میخوام بهت زبان بدن یاد بدم بیا این کاغذ و خودکار رو بگیر و هرچی میگم یادداشت کن

فرض کن برای یه ماموریت به عنوان کارمند وارد یه شرکت شدی و قراره اطلاعات خاصی رو به دست بیاری وقتی وارد میشه حالت چهره ات نباید هیچ عیب یا ایرادی داشته باشه باید یه لبخند کوچیک رو همیشه روی صورت داشته باشی و نباید بی حوصله به نظر بیای . فرض کن برای بدست اوردن اطلاعات به محوطه ای رفتی که به تو مربوط نمیشه و یکی میبینتت و ازت میپرسه که داری چیکار میکنی ؟ چه واکنشی نشون میدی؟ باید از هر گونه چهره ترسیده یا شوکه شده دوری کنی نباید بلرزی نباید صدات بلرزه و با یه چهره معصومانه باید تظاهر کنی راهو گم کردی یا اتفاقی اومدی اونجا و ......


برچسب‌ها: lesserafim, kpop, gg, newdream

تاريخ : سه شنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۲ | 5:4 PM | نویسنده : MN |